خرید بک لینک
" خوش دارم آزاد از قيد و بندها درغروب آفتاب بر بلنداي کوهي بنشينم و فرو رفتن

خورشيد را در درياي وجود مشاهده کنم

و همه حيات خود را به اين زيبايي خدايي بسپارم و اين زيبايي سحرانگيز، با پنجه

هاي هنرمندش با تار و پود وجودم بازي کند،

قلب سوزانم را بگشايد، آتشفشان درد و غم را آزاد کنم،

اشک را که عصاره حيات من است، آزادانه سرازيرنمايم، عقده ها و فشارهايي را که

بر قلب و روحم سنگيني مي کنند بگشايم .

غم هاي خسته کننده اي را که حلقومم را مي فشرند و دردهاي کشنده اي که

قلبم را سوراخ سوراخ مي کند،

با قدرت معجزه آساي زيبايي تغيير شکل دهد و غم را به عرفان و درد را به فداکاري مبدل کند و آنگاه حياتم را

بگيرد و من ديوانه وار همه وجودم را تسليم زيبايي کنم و روحم به سوي ابديتي که نورهاي زيبايي مي گذرد

پرواز کند و در عالم آرامش و طمأنينه از کهکشانها بگذرم و براي لقاء پروردگار به معراج روم و از درد هستي و غم

وجود بياسايم و ساعتها و ساعتها در همان حال باقي بمانم و از اين سير ملکوتي لذت ببرم."

برچسب: نویسنده: اشکان فلاح تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:21

صفحه بندی