کاخ مجازی
-
تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 23:26
دلا تا کی دراین کاخ مجازی کنی مانند طفلان خاک بازی توئی آن دست پرور مرغ گستاخ که بودت آشیان بیرون ازین کاخ چه شد زآن آشیان بیگانه گشتی چو دونان مرغ این ویرانه گشتی خلیل آسا دم از ملک یقین زن ندای لا احب الافلین زن + نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت 20:47  توسط مریم |
..........؟
-
تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 23:26
چه زجری میکشد" مهدی "ببندم با دلم عهدی که تا جان در بدن دارم ............................؟ + نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۴ساعت 17:13  توسط مریم |
شهر بی سکنه
-
تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 23:26
چه غباری.............. چه خاکی................ به شهر زیرزمینی وبلاگها خوش امدید شهر بی سکنه ی وبلاگها.............. یادش به خیر چه مردمی داشت صمیمی و صادق.... آیا دیگر بار کسی گذرش به این کوچه های خالی خواهدافتاد؟ + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 22:40  توسط مریم |
در انتظار طلوع ستاره میچینم
-
تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 23:26
دل سوخته افتابگردان را بدست بیاری از طلوع میگذرد وگرنه طلوع دعا کن زودتر ب دل افتاب برسم و عاشق دل شکته م شود. چشم طلوع دل افتابگران را سوزاند افتابگردان در پی دلجویی طلوع است زودتر طوع کن وگرنه دل سوخته اش کار دستمان میدهد ما محرم دلیم دل حرم